یاسمن سجادی
نوشتههای بلاگ توسط یاسمن سجادی

یادداشت از: یاسمن سجادی
عکس اختصاصی از: محمدرضا هاشمی
مقدمه
به هنگام رویارویی با واژهی «افغانستان»، آنچه در ذهنها تداعی میشود «جنگ» است. گروهی از مردمان افغانستان، به جنگ تن دادند تا جغرافیای وطن، باقی بماند. گروهی، تلاش میکنند تا به افغانستان جان تازهای بدهند و گروهی اگرچه در زیر آسمان خاکستری افغانستان نفس نمیکشند، بار سنگین ترک وطن را بر دوش میکشند. جنگ که بیش از ۴۰ سال است به جان افغانستان افتاده، مهلکترین زخمهایش را بر بدنهی فرهنگ و هنر زده است. مهلکترین؛ چراکه ترمیم و احیای این بخش از جامعه، زمان بیشتری را میطلبد. بخش فرهنگ و هنر، هم هنرمند میخواهد و هم مردمی که دوستدار و خواستار آثار هنری باشند. هنرمندی که افزون بر ذوق و ذائقه، آموزش ببیند و سرمایههاي مادی و معنوی تولید یک اثر هنری را دارا باشد و مردمی که نه تنها دوستدار هنر هستند، بلکه آثار هنری را تقاضا کرده و چرخهی خلق آثار هنری را به جریان میاندازند. سالها جنگ و ناامنی در افغانستان، از یک سو به هنرمندان خوش ذوق و ذائقه، فرصت آموختن و بهکار بردن درست آموختهها را نداد و از سوی دیگر، مردمانی که دوستدار هنر بودند را از تقاضای آثار هنری دور کرد. مردم افغانستان، اگر مواجههای هم با آثار فرهنگی و هنری دارند به تناسب احوالاتی است که جنگ و ناامنی برایشان رقم زده است.
بخشی از فرهنگ و هنر هر کشور در عرصهی سینما تجلی میيابد. جنگ در افغانستان، مانع حرکت سینما در مسیر رشد و پیشرفت شده است. هیچگونه بستر مادی و معنوی، برای اهالی سینما و مردمی که دوستدار سینما هستند، وجود ندارد. با مرور کوتاهی بر تاریخ سینمای افغانستان، سخن گفتن از نقش جنگ، حکومتها و مردم بر سینما، اهمیت اقتصاد در سینما و جشنوارههای ملی و بینالمللی فیلم در افغانستان، در مسیر فهم علل عدم درخشش سینمای افغانستان قدم برمیداریم.
«اولین فیلمهای سینمای افغانستان»
«برای اولین بار، شاه امانالله بود که یک پرژکتور سینمایی را وارد افغانستان کرد. اولین فیلم، در پغمان در میان عموم مردم روی اکران رفت. سپس شاه امانالله دستور ساخت یک سینما را صادر میکند که به اسرع وقت ساخته شد. این سینما همان سینمای بهزاد است که در شهر کهنهی کابل موقعیت دارد. نخستین فیلم سینمایی افغانستان «عشق و دوستی» نام داشت که در ولایت لغمان تصویربرداری شده و اثر لطیف رشیدی است. این فیلم در ۱۹۴۶ ساخته شد» (محمدی، ۱۳۹۴). فیلم «عشق و دوستی»، روایتی از عشق دو دوست (یکی شاعر و دیگری کاپیتان)، به یک دختر است. این فیلم، هم داستانی است و هم به سبک موزیکال با ترانههایی فارسی. قسمتهایی از این فیلم در استودیوی شوری در لاهور، فیلمبرداری شده است. عشق و دوستی، در اکران عمومی موفق بوده و افراد بسیاری برای تماشای آن به صف شده بودند. عشق و دوستی در آن زمان، جایگاه منحصربهفردی داشت که علت آن زبان فارسی و اهمیت ملیاش در مقابل فیلمهای سینمای آمریکا (هالیوود) و هند (بالیوود) بود که در افغانستان رواج داشتند (الخشاب، ۱۳۹۹).
البته شاید بتوان «مانند عقاب» را اولین فیلم با یک تیم افغانستانی که کاملا در افغانستان فیلمبرداری شده است، دانست. این فیلم، اگرچه اولین فیلم داستانی ساخته شده در افغانستان نیست اما در زمان خود با توجه به مشکلات مالی و فنی، به تعبیر فردی (محمد رحیم خان شیدا) در نامهاي كه به روزنامهي «انيس» نوشت، اولین فیلم افغانستان دانسته شده است. همچنین در سال ۱۹۷۰، فیلم بلندی با عنوان «روزگاران» که در واقع سه فیلم جداگانه با نامهای «طلبکار»، «شب جمعه» و «قاچاقبران» با بازیگران و عوامل مستقل بود، در افغانستان توسط افغان فیلم ساخته شد که از سوی مردم نیز بلافاصله بعد از اکران، مورد استقبال فراوانی قرار گرفت. این اثر نیز از سوی کابلتایمز، اولین فیلم بلند افغانستان دانسته شد. به گفتهی صدیق برمک (کارگردان افغانستانی و رئیس سابق افغان فیلم)، در پیش از سال ۲۰۰۱، فقط ۴۵ فیلم بلند در افغانستان ساخته شده است (الخشاب، ۱۳۹۹).
«افغان فیلم»
افغان فیلم، تنها نهاد دولتی سینمایی در افغانستان است که در سال ۱۳۴۷ شمسی با حمایت ایالات متحده آمریکا، تأسیس شد. ساخت فیلمهای مستند، داستانی کوتاه و بلند، انیمیشن و سریال، برگزاری کلاسها و کارگاههای آموزشی برای بخشهای مختلف سینما، برگزاری جشنواره و صدور مجوز برای ساخت فیلم، بخشی از اهداف افغان فیلم است (بینام، وزارت اطلاعات و فرهنگ، بدون تاريخ).
«سینمای افغانستان؛ حکومت، جنگ و مردم»
سینمای افغانستان در زمان محمدظاهر شاه (۱۹۷۳ـ۱۹۳۳) و به خصوص در دورهی سردار محمد داوودخان(اولین رئیسجمهور، ۱۹۷۸ـ۱۹۷۳)، شکوفا شد اما نتوانست قدم برداشتن در مسیر رشد و بالندگی را ادامه دهد (بینام، ۱۳۹۹). در دهههای ۴۰ تا ۶۰ هجری شمسی، سینمای افغانستان در اوج بود. اگرچه در ابتدا بالیوود و سپس هالیوود مورد توجه مردم افغانستان قرار گرفتند، باز هم حضور مردم برای تماشای فیلمها در آن زمان دارای اهمیت است. بیشتر فیلمها در افغانستان به مسائل «اجتماعی» و «سیاسی» میپرداختند و کمتر فیلمی به «عشق»، میپرداخت. پس از کودتای هفتم اردیبهشت سال ۱۳۵۷، محتوای فیلمها در افغانستان، انقلابی شده اما فیلمسازان در تلاش بودند تا در کنار آن، به عشق نیز در فیلمهایی مانند «فرار» و «حماسه عشق» بپردازند. در روزهای پایانی حکومت دکتر نجیبالله، فیلمهایی هم با محتوای اجتماعیـعاطفی مانند «شادگل»، «نقطهی نیرنگی» و «مردها را قول است» ساخته شدند. اوایل دههی ۹۰، سلطهی مجاهدین با زوال سینمای افغانستان همزمان با یکدیگر اتفاق افتادند و ۹۰٪ سینماها تخریب شدند (آژند، ۱۳۹۹). در اواخر این دهه نیز طالبان حدود ۳۰۰۰ نسخه فیلم را در برابر سینما زینب به آتش کشیدند، چیزی شبیه به کتابسوزی نازیها. در آن زمان، اهالی سینما در افغانستان با وجود تمام خطراتی که پیش رو داشتند، نسخهی اصلی بسیاری از فیلمها را پنهان و بخشی از سینمای افغانستان را از خاکستر شدن نجات دادند (بینام، ۱۳۹۹).
اگرچه تصور بر این بود که با سقوط طالبان، سینمای افغانستان به دورهی شکوفایی و رونق خود بازمیگردد اما مردم، «سینما رفتن» را فراموش کرده بودند چرا که در تمام این سالها فقط پنج سینما از ۲۳ سینما در کابل به فعالیتشان، با پخش فیلمهای سینمای بالیوود ادامه داده بودند. در هرات نیز سینمایی که پیش از آن برای حضور در آن از روزهای قبل، بلیط رزرو میشد، تخریب و تبدیل به مسجد شده بود (آژند، ۱۳۹۹).
به گفتهی صحرا کریمی (رئیس افغان فیلم)، افغان فیلم رویکردی سینمایی دارد، بنابراین میتواند همکاری و تولید مشترک با تلویزیون افغانستان که بیشتر رویکرد سیاسی و تفریحی دارد و کمتر به تولید محتوای فرهنگی و هنری اهمیت میدهد، داشته باشد (کریمی، ۱۳۹۹). این همکاری هم در ساخت آثار با کیفیت و هم در افزایش ذوق هنری مردم تاثیرگذار است. در واقع تولید آثاری به تناسب فرهنگ و جامعهي افغانستان، هم مردم را نسبت به جامعهی خود آگاه کرده و هم آنها را برای تولید آثار باکیفیت، مطالبهگر میکند.
اگر رابطهی فیلم و مخاطب را رابطهای دو سویه بدانیم؛ آنچه این دو را به یکدیگر پیوند میزند، سالنهای سینما و تلویزیون است. نمیتوان صرفا از عدم حضور مردم در سالنهای سینمای افغانستان، شاکی بود چراکه حتی اگر فیلمسازان هم فیلمهای با کیفیت تولید کنند، بستری برای نمایش آن وجود ندارد. در افغانستان، فیلمساز فقط یک روز میتواند فیلم خود را به صورت رایگان در سینما به نمایش بگذارد و برای روی پرده ماندن آن فیلم، باید هزینه کند. در واقع به علت عدم حمایت دولت از فیلمسازان، آنها هم برای ساختن فیلم و هم برای دیده شدن فیلم باید از جیب خودشان هزینه کنند (سادات، پاییز، احمدی و عارفی، ۱۳۹۶). همچنین تعداد سالنهای سینما در افغانستان محدود است، تعدادی سینما در کابل (آریانا، پامیر و...) و هرات فعال و در دیگر شهرها، در هرکدام یک سینما مشغول فعالیت است (محمدی، ۱۳۹۴).
اگر بخواهیم استقبال مردم افغانستان از فیلمهای هالیوود و بالیوود را مورد مقایسه قرار دهیم، میتوان گفت که سینمای بالیوود مورد اقبال بیشتری قرار گرفته است و بیشتر فیلمهایی که از سالنهای سینما و تلویزیون پخش میشوند، به سینمای تجاری بالیوود تعلق دارند. سینمای هالیوود دارای فیلمهایی است که گاه برای درک بهترشان باید به دیدن مجدد آنها اقدام کرد و این به معنای هزینهی مادی و معنوی دوباره برای آن است که از عهدهی عموم مردم افغانستان خارج است. در صورتی که فیلمهای سینمای بالیوود نه تنها به دیدن دوباره و اندیشیدن نیاز ندارند بلکه در لحظههای ابتدایی مواجه شدن با فیلم، مخاطب متوجهی داستان فیلم شده و درک خوبی نسبت به آن پیدا میکند. از سوی دیگر دلیل توجه خاص مردم افغانستان به فیلمهای هندی، نزدیکی فرهنگ افغانستان به هند است. در واقع این دو کشور، از نظر ساختارها، معیارهای فرهنگی و آداب و رسوم شباهت و نزدیکی بسیاری دارند و همین مسئله دیده شدن بیشتر و بیشتر فیلمهای بالیوود در افغانستان میشود (محمدی، ۱۳۹۴). افغانستان بهجای اینکه فرهنگ خود را به وسیلهی خلق آثار سینمایی به جهانیان بشناساند، حامل تولیدات فرهنگی کشورهای دیگر از جمله هند شده است و از دلایل مهم این امر، ضعف در تولید است. در واقع افغانستان از تولید آثاری که گویای فرهنگ و بازتابدهندهي نیازهای اجتماعیاش باشد، عاجز است. این ناتوانی، هم به عدم افراد متخصص و هم به وجود مشکلات اقتصادی برمیگردد (شاهقاسمی، ۲۰۱۵).
«سینمای افغانستان؛ اقتصاد و صنعت»
در افغانستان از سوی دولت، سینماگران و مردم، تعریف روشن و واحدی از سینما وجود ندارد. به عبارتی مشخص نیست که به سینما به چشم یک هنر دیده میشود یا صنعت. پیش از آنکه اهالی سینما از دولت خواستار ایجاد و توسعهی سینما و تلویزیون باشند و پیش از آنکه دولت و مردم از سینماگران انتظار ساخت فیلمهای باکیفیت داشته باشند، باید مشخص شود که منظور از سینما، سینمای هنری است یا تجاری (سادات، پاییز، احمدی و عارفی، ۱۳۹۶). اگر تصور کنیم که منظور از سینما، صنعت سینما است باید بگوییم که صنعت سینما در جهان، یکی از پرهزینهترین هنرها و تجارتها است. بعد اقتصادی فیلم و سینما، تنها از طریق به نمایش و فروش گذاشتن آثار آشکار میشود. سرمایهگذاران و بخش خصوصی در این حوزه سرمایهگذاری نکرده چراکه نیاز به پول فراوانی دارد. از سوی دیگر، دولت نه تنها بودجهی کافی برای سرمایهگذاری در سینما را ندارد بلکه به فرهنگ و هنر اهمیت نمیدهد و از اهمیت آن در پیشبرد اهداف خویش غافل است (مدبر، ۱۳۹۵).
«سینمای افغانستان و جشنوارههای ملی و بینالمللی»
در صورتی که باور عدهای در افغانستان این است که ساخت فیلم برای جشنوارهها، تلاش فیلمسازان را برای ساخت فیلمهایی در جهت بالا بردن سطح ذوق مردم، کم میکند؛ گاه فیلمسازان سینمای افغانستان بیآنکه قصد شرکت در جشنوارهها را داشته باشند، فیلمهایی میسازند که معیارهای یک فیلم خوب از نظر جشنوارهها را داشته و بنابراین برای حضور در جشنوارهها نیز اقدام میکنند (سادات، پاییز، احمدی و عارفی، ۱۳۹۶). جشنوارهی فیلم «لاجورد»، نخستین جشنوارهی ملی در افغانستان است که توسط افغان فیلم و با شعار «لاجورد، تولد دوبارهی سینمای افغانستان»، در سال ۱۳۹۹ برگزار شد (هاشمی، ۱۳۹۹). این جشنواره تلاش میکند که بستری برای رقابت سالم و حرفهای در سینمای افغانستان را فراهم کند. همچنین جشنوارهی فیلم «زنان هرات»، جشنوارهای بینالملی است که توسط خانهی فیلم رویا در دو بخش زنان و بینالملل، فعالیت میکند (کریمی، ۱۳۹۹). رویا سادات (کارگردان افغانستانی)، برگزارکنندهي جشنوارهی فیلم «زنان هرات»، بر این باور است که با تقویت فرهنگ و هنر، میتوان نوید صلح و پیروزی را داد. این جشنواره، تنها به جغرافیای افغانستان بسنده نکرده است و از دیگر کشورها مانند ایران، فرانسه، بریتانیا، آلمان، ترکیه، مالزی، ازبکستان، یونان، آمریکا، مصر، روسیه، کرواسی، صربستان، مونته نگرو، فیلیپین، اسپانیا، بلژیک، مجارستان، تایوان، قطر، تایوان، پرتغال، فنلاند، آفریقای جنوبی، یمن و آرژانتین نیز فیلمهایی در این جشنواره نمایش داده میشوند (پیکان، ۱۳۹۹)
نتیجهگیری
جنگ، تمام بخشهای یک فرهنگ و جامعه را تحتتاثیر قرار میدهد. سینمای افغانستان نیز از دل سالها جنگ در افغانستان، جان سالم به در نبرده است. در دورههای گوناگون و با غلبهي افراد مختلف، سینمای افغانستان احوالات متفاوتی را به خود دیده است. در آغاز ورود به افغانستان، تنها به واسطهی ماهیت خویش در حال شکوفایی بود، در دورهی حضور کمونیستها، در جهت تبلیغ و تقویت ایدئولوژي بهکار گرفته شد و در زمان طالبان، از صحنهي زندگی اجتماعی محو و نابود شد. امروزه اگرچه سینماگران افغانستان در جهت احیای سینما تلاش میکنند، موفقیت چندانی ندارند و چند عامل که پیشتر از آنها سخن گفته شد، تقویتکنندهی این ناکامی است. برای وجود صنعت سینما در افغانستان؛ اول، باید سرمایهگذاریهای اقتصادی از طرف بخش دولتی و خصوصی اتفاق بیفتد چراکه در تمام این سالها فشار اقتصادی تولید آثار بر دوش فیلمسازان بوده است. دوم، برای تولید آثار باکیفیت در سینمای افغانستان، باید علاقهمندان در بخشهای مختلف سینما، هم در دانشگاهها و هم در آموزشگاههای دولتی و خصوصی آموزش دیده و حمایت شوند. سوم، با افزایش آگاهی مردم توسط رسانهها، آنها را به سمت فرهنگ و تاریخ خویش سوق داده و احساس نیاز برای تولید آثاری که راوی فرهنگ و جامعهی آنها باشد را به وجود آورد. چهارم، سالنهای سینما را توسعه بخشید و فرهنگ سینما رفتن را برای مردم افغانستان، تداعی و تقویت کرد و در نهایت، مهمترین عامل که در شکلگیری و بارور شدن صنعت سینما تاثیرگذار است، آگاهی دولت و مردم از اهمیت سینما برای بقای فرهنگ یک جامعه است.
تا زمانی که این موارد مورد توجه قرار نگیرند، نمیتوان از حضور صنعت سینما در افغانستان به معنای واقعیاش، سخن گفت.
منابع
آژند، ف. (۱۳۹۹، دی ۹). افغانستان کشوری که سینما دارد، تماشاچی ندارد. بازيابی در فروردین ۲۸، ۱۴۰۰، از ایندیپندنت فارسی: https://b2n.ir/h58555
الخشاب، ش. (۱۳۹۹، شهریور ۵). سینمای افغانستان چه زمانی آغاز شد؟. بازيابی در فروردین ۲۸، ۱۴۰۰، از آسو: https://www.aasoo.org/fa/articles/2992
بینام. (۱۳۹۹، مهر ۳۰). دربارهی صدیق برمک، کارگردانی که سهم مهمی در معرفی سینمای افغانستان به جهان دارد. بازيابی در فروردین ۲۸،۱۴۰۰، از شهرآرانیوز: https://b2n.ir/r02453
بینام. (بدون تاريخ). وزارت اطلاعات و فرهنگ. بازيابی در اردیبهشت ۳۰، ۱۴۰۰، از افغان فلم: https://moic.gov.af/dr/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%84%D9%85
پیکان، و. (۱۳۹۹، آبان ۲۸). در جشنواره فیلم هرات شور و امید موج میزند. بازيابی در اردیبهشت ۳۰، ۱۴۰۰، از ایندیپندنت فارسی: https://b2n.ir/t53605
سادات، ر. پاییز، ه. احمدی، ل و عارفی، ا. (۱۳۹۶، دی ۶). گفتمان: وضعیت سینمای افغانستان. (پ. نادری، مصاحبه كننده)
شاهقاسمی، ا. (۲۰۱۵). سفر قندهار: جامعه و رسانه در افغانستان. پاریس: ناکجا.
کریمی، ص. (۱۳۹۹، بهمن ۲). قرار نیست به عقب برگردیم/ طالبان باید خودشان را با ما عیار کنند/ جایزه ملی سینما را در فغانستان پایهگذاری میکنیم/ زنان فیلمساز در سینمای افغانستان پیشتازند. (شفقنا، مصاحبه كننده) بازيابي فروردین ۲۹، ۱۴۰۰
محمدی، ع. (۱۳۹۴، آذر ۸). سینمای افغانستان و چالشهای موجود. (م. سروری، مصاحبه كننده)
مدبر، م. (۱۳۹۵، آذر ۸). سینما؛ صنعت فراموش شده. بازيابی در فروردین ۲۸، ۱۴۰۰، از روزنامهی افغانستان ما: http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=138112
هاشمی، م. (۱۳۹۹، آذر ۱۱). لاجورد، احیاگر سینمای افغانستان/ اختتامیهی نخستین جشنواره ملی افغانستان برگزار شد. بازيابی در فروردین ۲۹،۱۴۰۰، از شهرآرانیوز: https://b2n.ir/q97037
هرگونه انتشار صرفا با ذکر منبع معتبر است
برای درج دیدگاه لطفا ابتدا وارد سایت شوید