نوشتههای بلاگ توسط دکتر سید شهاب الدین ساداتی

برگرفته از کانال دکتر سید شهابالدین ساداتی | DrShahabSadati@
در طبقه بالای جامعه شاهد روندی فزآینده در سلیقهای و سبکی شدن زندگی هستیم که نشانههای آن در کنار گذاشتن شیوههای ابتدایی، اصلی و ضروری زندگی و توجه به ظاهرسازی دیده میشود و مهمترین جلوه آن استفاده از کالاهای تجملی است. بوردیو الگوی اصلی هریک از گروه های اجتماعی را عادت واره (خوگیری) (Habitus) مینامد. هرچه آگاهی در سطوح بالاتری قرار گیرد، عادت واره جنبه آگاهانهتری پیدا میکند. عادتواره و اصول حاکم بر خلق شکلهای نمادین عمل را باید در «سلیقه» یا «ذائقه» (Geschmack) جستجو کرد. نحوه برخورد و مواجهه با بدن، تغذیه کردن آن، مراقبت و نگهداری و حفظ آن، بیانگر عمیقترین لایهها و تمایلات و عادتوارههای ماست. مثلا، تفاوت طبقاتی را میتوان در زمینه شیوه غذا خوردن مشاهده کرد. ذائقه برای شماری از غذاها، به تصور ما از بدن و تصور ما از بدن و تصور ما درباره پیامدهای موادغذایی معین برای بدن بستگی دارد. این امر نیز به تفسیر طبقاتی ما از قدرت، زیبایی و بهداشت وابسته است. قوت جسمانی برای طبقههای پایین اهمیت دارد. بنابراین به غذاهای ارزان، مقوی و پرانرژی گرایش دارند (خوردن با دهان پر و چپاندن لقمههای حسابی در دهان برای طبقههای پایین از خصوصیتهای مردانگی است. بنابراین، برای اینها غذاهای سبک راضی کننده نیست. برعکس طبقه بالا غذاهای خوشمزه و سبک را ترجیح میدهد که سبب چاقی نشود، به دلیل اینکه قیافه و شکل ظاهری برایشان اهمیت دارد و همچنین بین خوردن آزاد و بدون قید و بند و خوردن به شکل کاملا رسمی اختلافی است که در این دو طبقه می توان دید). در قلمرو جنسیت نشان میدهد که فلسفهی عملی بدن مردانه، تداعی کننده قدرت و برتری جسمانی است که تجلی خود را در همهی حالات مردانه به ویژه هنگام غذا خوردن نشان میدهد؛ ازاینرو، از تقسیم (فرهنگی) غذا بین دو جنس صحبت میکند؛ از همین روست که از مردان انتظار میرود بیشتر بخورند و سبک خوردن متفاوتی داشته باشند. در ورزشهای محبوب طبقههای پایین، به رابطه ابزاری با بدن خود اشاره میشود. بدن آنها ابزاری برای کار کردن و نان درآوردن است نه برای نمایش دادن. این امر را میتوان در فرهنگ بدنی آنها از جمله کمتوجهی به سلامتی، غذا خوردن ناسالم و غیره دید. چنین گرایشی در انتخاب ورزش مورد علاقهی این گروه نیز دیده میشود. اعضای این گروه به ورزشهایی گرایش دارند که مقاومت در برابر درد و سختی و قدرت بدنی بیشتر را طلب میکند (مشتزنی، کشتی، زورآزمائی....). ورزشهایی مانند مشتزنی تنها از عهدهی اعضای قشرهای پایین بر میآید (درمحافل مشتزنی بسیاری بر این باور هستند که بهترین مشتزنها کسانیاند که از میان اقشار از نظر اقتصادی و اجتماعی پایین میآیند). در طبقههای اجتماعی بالا، سرگرمیهای ورزشی چوگان، قایقرانی، پرورش اسب، سوارکاری، گلف، تنیس و اسکی.... رایج است که با سلیقه قشرهای فوقانی جور در میآیند.