مهسا راژ
نوشتههای بلاگ توسط مهسا راژ

مهمتر از آنچه در فیلم میبینی˛ آنی است که میشنوی!
در هر رسانهای خواه فیلم سینمایی˛ خواه سریال تلویزیونی و یا حتّی در بازیهای ویدئویی˛ موسیقی ابزاریست برای کمک به فهم معنا به مخاطب. فیلم موزیکال˛ نتیجهی ادغام این هنر اول و هنر هفتم˛ از سالیان دور مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرده است. گنج قارون یکی از فیلمهای پر از موسیقیِ (و شاید بتوان گفت شِبه موزیکال) قبل از انقلاب است که در زمان خودش غوغا به پا کرد. بنا بر آمار رسمی این فیلم در سال ۱۳۴۴ هجری شمسی (۱۹۶۵ میلادی) حدود سه میلیون و هشتصد هزار تومان با بلیت ۱۵ و ۲۰ ریالی فروش داشت و مورد استقبال حدود دو میلیون نفر قرار گرفت. به طور مثال در همان سال فیلم ’خشت و آینه‘ ابراهیم گلستان نه تنها فروش نداشت بلکه میزبان انتقادهای تند و تیز بسیاری بود. ولی آیا واقعاً سراسر موزیک بودنِ یک فیلم تاثیری اینچنین بر مخاطب آن میگذارد؟
ژانر فیلم موزیکال همان ادامهی راه تئاتر موزیکال است که شخصیتها بخشی از فیلم را با آواز و یا رقص برای مخاطب داستانسرایی میکنند؛ با صحنه پردازیهای پر زرقوبرقتر. با ظهور فیلمهای صدادار در اواخر دههی ۱۹۲۰ میلادی این ژانر متولد شد و در هالیوود˛بالیوود˛ اسپانیا˛ و ... رشد بسیار کرد. اگرچه فیلم موزیکال تا به امروز نیز ادامه دارد امّا دههی ۱۹۶۰ میلادی دورهی طلایی آن به حساب میآید (هالیوود دههی ۱۹۶۰˛ بالیوود ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰˛ اسپانیا ۱۹۶۰ الی ۱۹۷۰میلادی). ’گنج قاورن‘ ساختهی سیامک یاسمی نیز در همان سالها روی پردهی نقرهای اکران شد. شادروان محمدعلی فردین در گفتوگویی با عباس بهارلو دربارهی شکل گرفتنِ ایدهی ساخت این فیلم میگوید که سیامک یاسمی با دیدنِ صف طولانی مردم برای تماشای فیلم سنگام (بالیوود˛ ۱۹۶۴ میلادی) آهی کشیده و گفته: ”چه میشد فیلمهای ما هم اینچنین صفی داشته باشد.“ و در نهایت این اتّفاق نقطهی عطفی شد برای آنچه یاسمی آرزو کرده بود.
فیلم گنج قارون یکی از پایههای موفقیتش را مدیون آهنگهایی است که در آن اجرا شد. حسین خواجهامیری (ایرج) و رضوان زادهوش (رویا) ترانه های فیلم را خواندند و طرفدارانشان را به وجد آوردند. و امّا برسیم به نقش موسیقی در فیلم که بسیار کلیدی و مهم است. هنر اول˛ موسیقی˛ حتّی در فیلمهای صامت نیز بخش جداناشدنیِ اثر بوده و کارگردانان روند فیلم را با آن پیش میبردهاند.
زمانی که بخشهای مختلف یک موسیقی در فیلم بروز پیدا میکنند˛ زمانبندی آن بخشها و راهی که در آن توسعه مییابند˛ ایدههای اصلی دربارهی شخصیتها˛ مکانها و اتفاقات را برملا میکنند. موسیقی به حرکات˛ افکار و احساسات شخصیتها معنی میدهد و آینده را پیش بینی میکند. سوال اینجاست که چطور موسیقی این اثر را روی مخاطب میگذارد؟ چطور میتواند سکانسی را ترسناک˛رمانتیک و یا کمدی کند؟
موسیقی در فیلم به دو نوع دیژیتیک یا درونداستانی و غیردیژیتیک تقسیم میشود. موسیقی درونداستانی همانی است که در فیلم پخش می شود˛ بازیگر آن را یا اجرا میکند و یا میشنود و به داستانسرایی اشاره میکند و غیردیژیتیک موسیقی متن فیلم است که گویی بازیگر آن را نمیشنود و برای نظر دادن و یا برجسته کردن کاری استفاده میشود. یاسمی در گنج قارون بیشترِ تلاش خود را کرده تا موسیقیِ دیژیتیک بر غیردیژیتیک غلبه کند. در همان سکانسهای ابتدایی فیلم˛ دقیقاً زمانی که مخاطب از زندگی کسلکنندهی قارون(با بازی آرمان) خسته شده˛ اولین ترانهی فیلم اجرا میشود. ترانهی گنج قارون (آقا خودش خوب میدونه که ما اونو از رودخونه درش آوردیم بیرون آوردیم آوردیمش توی خونه ...) توضیح کوتاهی از آنچه بر سر قارون آمده و آنچه علی و حسن جغجغه از او میخواهند (حالا پاشو کاری بکن برقص و خوشحالی بکن مانند ما شو بشین و پاشو حالا که کبکت میخونه ...) را به مخاطب میخوراند. مثالهای بعدی نیز ترانههایی با ریتم شاد و گاهاً با تصویری از زنانگیِ بازیگر نقش شیرین هستند. این قبیل آهنگها حتّی اگر داستانسرایی هم بکنند باز هم گویا کاری جز به رقص و هیجان درآوردن تماشاچی در سالن سینما را نداشتهاند و مطلب پنهانی پشت آنها وجود نداشته.
همانطور که قبلاً اشاره شد فیلم گنج قارون کمتر از تواناییِ موسیقی غیردیژیتیک استفاده کرده است. ولی یکی از نمونههایی که میتوان به آن اشاره کرد سکانسی است که ماشین شیرین در دستانداز گیر میکند و علی به او کمک میکند. در حین این سکانس موزیک کاملاً ریتم تند و کمدی دارد و با تُن بالا پخش میشود. حال این سوال پیش میآید که آیا کارگردان میخواسته پرچم شعار ’رانندگی خانمها خوب نیست و همیشه نیازمندِ کمک آقایان هستند‘ را بالا ببرد و یا چاشنی کمدی را از آنجا وارد فیلم کرده و ادامه داده؟
نظریهی عکسالعمل خواننده[1] میگوید که ارزش هر اثر را باید بر مبنای موفقیتش در تحقق هدفی که داشته ارزیابی کرد. بنا بر نقلقولی که از شادروان فردین در ابتدا آورده شد˛ نیّت یاسمی داشتنِ صف طولانی از مردم کنار هر سینمایی که فیلم او را اکران میکرده بوده. پس وی موفقیت را به دست آورده. امّا از لحاظ مفهومی و متن حرفی برای گفتن نداشته و به عنوان اولین فیلم آبگوشتی با داستانی عامهپسند˛ اگر اقبالی به دست آورده صرفاً زیر چتر موسیقی دیژیتیکش بوده است.
کارگردان زیرک میداند موزیکی که انتخاب میکند میتواند بیننده را برای دریافت پیام و همچنین ایجاد اتمسفری که میخواهد بسازد˛قانع کند. برای مخاطب موزیک ’رنگ‘ فیلم است؛ رنگی که در متن فیلمنامه و دیالوگها نیست. موزیکِ خوب میتواند یک فیلم خوب را به یک فیلم عالی تبدیل کند.
مهسا راژ / فروردین ماه ۱۴۰۰
https://abadgar-q.com/wiki/Diegetic_music
https://en.wikipedia.org/wiki/Musical_film
https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2020.02242/full#B77